حضرت امير به مردم سفارش ميكند مبادا امام حاكم خود را در اين فتنهها تنها بگذاريد ، دشمنان علي(ع) در جمل از خوشسابقهترين اصحاب پيامبر(ص) بودند.حضرت امير (ع) ميفرمايد: شيطان با هيچ كس شوخي ندارد و سراغ همه ميرود و از هيچ كس نميگذرد، سراغ قويترين رزمندگان، مجاهدان و شهادتطلبان تاريخ رفته و آنها را فاسد كرده است. سر كينه، رقابت، جاه طلبي، رياست طلبي و قدرت طلبي، ثروت طلبي و شهوت طلبي و به همين خاطر همه ما تا لحظه آخر در خطريم و بايد دانست كه فتنه بروز عملي شبهه است. * فتنه بروز عملي شبهه است
حضرت امير (ع) ميفرمايد: شيطان با هيچ كس شوخي ندارد و سراغ همه ميرود و از هيچ كس نميگذرد، سراغ قويترين رزمندگان، مجاهدان و شهادتطلبان تاريخ رفته و آنها را فاسد كرده است. سر كينه، رقابت، جاه طلبي، رياست طلبي و قدرت طلبي، ثروت طلبي و شهوت طلبي و به همين خاطر همه ما تا لحظه آخر در خطريم و بايد دانست كه فتنه بروز عملي شبهه است.
در آيات 2 و 3 سوره عنكبوت آمده است كه آيا مردم فكر كردند كه رها ميشوند و هيچ آزموني در كار نيست، بايد گفت كه يكي يكي شما را به صلابه آزمايش ميكشيم و نميگذاريم كسي بگويد كه ما مؤمنيم.
خداوند صريح ميفرمايد: آيا مردم گمان كردهاند كه همينطور رها ميشوند و همين كه بگويند ما ايمان آورديم مورد آزمايش قرار نميگيرند؟ بايد امتحان پس دهيد و بايد معلوم شود كه به چه دل بستيد؟ آيا منافع، جاه طلبي، قدرت و ثروت را زير پا ميگذاريد يا خير؟ بايد مشخص شود كه خداي تو كيست، خداي تو چيست، بايد معلوم شود كه حقيقتاً خدا پرست هستي يا نه. نام هر كسي را كه در تاريخ ميخوانيد در آزمون قرار دادهايم، بر سر انتخاب قرار داديم كه بين دين و دنيا انتخاب كند، خداوند ميفرمايد نميگذاريم هيچ كدامتان از دنيا برويد مگر اينكه بين دين و دنيا انتخاب كنيد.
بايد معلوم شود كه چه كساني صادق و چه كساني كاذب هستند. به ظاهر شما ما بازي نميخوريم بلكه همه شما بايد آزمون پس دهيد تا معلوم شود چه كساني صادقاند و چه كساني كاذب.
* بعد از پيامبر، جنگ بين اسلام درست و اسلام قلابي بود
اميرالمؤمنين (ع) ميفرمايد زماني كه اين آيات بر پيامبر(ص) نازل شد من خدمت ايشان بودم و از ايشان پرسيدم و ايشان آيه را خواند و فهميديم عمده فتنههايي كه در اين آيات نام برده شده، فتنههايي است كه بعد از پيامبر(ص) اتفاق خواهد افتاد كه حق و باطل مخلوط شده است چرا كه زمان پيامبر(ص) جنگ اسلام صريح و كفر صريح بود اما بعد از پيامبر، جنگ بين اسلام درست و اسلام قلابي بود ولي هر دو اسلام بودند و هر دو طرف ميگفتند ما حامي پيامبريم، اصحاب پيامبريم، مجاهد راه قرآنيم. بنابراين دعوا خيلي پيچيده شد و تشخيص حق از باطل سخت شد. البته براي برخي افراد سخت شد و الا اگر كسي دقت ميكرد و مباني را ميشناخت باز هم آسان بود.
حضرت امير(ع) ميفرمايد از پيامبر (ص) پرسيدم اين چه فتنهاي است، رسول خدا فرمود: علي پس از من اين امت به فتنه خواهند افتاد و دچار انواع امواج آزمون خواهند شد.
پيامبر(ص) به علي(ع) بشارت داد كه تو شهيد خواهي شد اما نه در اين جنگ بلكه در زماني كه مردم دچار فتنه شدهاند و با ايمان خود بر خداوند منت ميگذارند و بر اساس شبهات عمل ميكند و موضع ميگيرند و وارد عمل ميشوند.
اميرالمؤمنين(ع) در ادامه ميفرمايد: از پيامبر(ص) پرسيدم يعني از دين برگشتگي؟ يعني همه كافر ميشوند؟ پيامبر(ص) فرمود: نه؛ بلكه فريفتگي؛ اين افراد بازي ميخوردند البته خود آنها نيز دلشان ميخواهد كه بازي بخورند.
* مخلوط شدن دوست و دشمن از عوارض چهارگانه فتنه است
طي اين 30 سال انقلاب در موارد متعددي براي كشورمان فتنههايي پيش آمد كه خود مردم و نيروهاي انقلاب گاهي با يكديگر درگير شدند و نفهميدند كه حق و باطل چيست.
حضر اميرالمؤمنين(ع) در حكمت 3 ميفرمايد: نگوييد خدايا پناه بر تو از فتنه چون همه شما بياستثنا دچار فتنه خواهيد شد چراكه بايد امتحان پس دهيد و بايد مشخص شود كه شما صادقيد يا كاذب.
حضرت اميرالمؤمنين(ع) در خطبه دوم نهج البلاغه در خصوص فتنه بحث ميكنند و ميفرمايند: فتنه چون شتري مست مردم را پي در پي پايمان ميكرد و ناخن در ايمان آنها ميزد. فتنه مسئلهاي است كه به ايمان افراد ناخنك ميزند و بعد اميرالمؤمنين(ع) فرمود: فتنه كه ميآيد چند چيز نيز به دنبال آن ميآيد:
اول: ترديد يعني اينكه همه به شك ميافتند.
دوم: اختلاف
سوم: بيثباتي و تزلزل در ايمان
چهارم: گم كردن دوست و دشمن و مخلوط شدن دوست و دشمن؛
حضرت امير(ع) فرمودند كه اينها از عوامل فتنه است.
* شروع فتنه از هواي نفس و بدعت نظري در مفاهيم است
امام علي(ع) در خطبه 50 نهجالبلاغه در خصوص اينكه فتنه چگونه شروع ميشود صحبت ميكنند و ميفرمايند كه شروع فتنه از دو جاست:
يك بعد نفساني دارد يعني خودخواهي؛ افرادي پيدا ميشوند كه خود محورند، ديكتاتورند، منفعت طلبند و فقط دنبال قدرت و پيروزي خودشان هستند.
دوم اينكه شروع فتنه از بدعت نظري در مفاهيم است؛ يعني تغيير دادن اصول يا تحريف آن.
حضرت اميرالمؤمنين(ع) در خطبه 50 اين دو عامل را نقطه شروع فتنه ميداند.
سپس گروهي از گروه ديگري كمك ميخواهند؛ يعني يك عده انحرافات فكري را تئوريزه ميكنند و عدهاي هم براي نفسانيت آنها هيزم ميريزند و آنها هم با نفسانيت خود روي مفاهيم تئوريك آنها نفت ميريزند.
* خداوند در زمان فتنه اهل حق را رها نميكند
امام علي(ع) در خطبه 50 نهجالبلاغه در خصوص اينكه فتنه چگونه شروع ميشود صحبت ميكند و ميفرمايد كه شروع فتنه از دو جاست:
يك بعد نفساني دارد يعني خودخواهي و دوم اينكه شروع فتنه از بدعت نظري در مفاهيم است.
يك عده در اصول و مفاهيم بدعت ميگذارند، آن را تحريف ميكنند و عدهاي هم براي قدرت طلبي و دنياخواهي پيش ميآيند؛ امام علي(ع) فرمود فردي او را ياري ميكند، فردي در مفاهيم بدعت ميگذارد. ايشان مي فرمايد كه اگر باطل با حق در نياميزد و مخلوط نشود حقطلبان به راحتي آن را تشخيص ميدهند و كار باطل پيش نميرود ولي در فتنه، فتنهگران اندكي از حق و باطل را ميگيرند و آن را مخلوط ميكنند؛ يعني زماني كه سخنراني يا منبر آنها را گوش ميكنيد و يا مقاله و كتاب آنها را ميخوانيد متوجه ميشويد كه مباحث درستي در آن وجود دارد ولي در واقع مقداري از حق و مقداري از باطل با هم مخلوط و ارائه شده است؛ يعني اين مطالب باطل صريح نيست.
حضرت امير(ع) ميفرمايند: اينجاست كه بازار شيطان گرم ميشود و در جامعه يارگيري ميكند. با اين حال اينجا هم اگر كسي اهل حق باشد و تقوا حق داشته باشد، حضرت امير ميفرمايند كه خداوند رهايش نميكند.
* در زمان فراگيري شبهه اگر حق و باطل را تشخيص نميدهيد بر جاي خويش بمانيد تا حجت پيدا كنيد
امام علي (ع) در خطبه 151 نهجالبلاغه ميفرمايند: مردم شما هدفگيري شديد و مورد آماج بلا و امتحان هستيد، بيدار شويد و از مستي وفور نعمت و از سختي عقوبت بترسيد؛ آنگاه كه غبار شبهه برانگيزد برجاي خويش بمانيد، حرفي نزنيد و اقدامي نكنيد و اگر نميتوانيد حق و باطل را تشخيص دهيد بر اساس تعصب و احساسات موضع نگيريد. فرمودند وقتي نميدانيد حق و باطل چيست اگر تقواي حقطلبي داريد، آرام باشيد. زماني كه متوجه نميشويد و حجت عقلي و شرعي نداريد و بخواهيد بر اساس احتمال، حدس، گمان، تبليغات و تلقينات موضع بگيريد بيدار باشيد و آنگاه كه غبار شبهه برميخيزد، بر جاي خويش بمانيد تا حجت پيدا كنيد. فرمودند وقتي فتنهها پيدا شود و راه كج پيش پاي هر يك از شما بگذارد و آسيابش بچرخد، فتنه آغازش چون ابتداي جواني، دلربا، فريبنده و جذاب است اما وقتي پايان يابد آثارش شوم و زشت است؛ چون نشانههاي ضربت سنگ.
حضرت امير(ع) فرمودند: فتنه وقتي ميآيد در ابتداي آن نميفهميد كه فتنه است چرا كه همه چيز مرتب، قشنگ، درست و تئوريزه شده است. فرمودند كه اينجا جاي صبر و دقت است. آغاز فتنه از افرادي است كه بر سر قدرت، ثروت و رياست مسابقه ميگذارند و چون سگان اين مردار را از دندان يكديگر ميربايند و يكديگر را ميجوند و پس از مدتي پيروان از رهبران اعلام بيزاري و برائت ميكنند و رهبرانشان از پيروانشان گلايه ميكنند. هر يك تقصير را برعهده ديگري ميگذارد و چون دشمنان از يكديگر جدا ميشوند، هيچ يك مسئوليت آنچه كردند و مسئوليت فتنه را برعهده نميگيرند و يكديگر را با لعنت ديدار ميكنند.
* حضرت امير به مردم سفارش ميكند مبادا امام حاكم خود را در اين فتنهها تنها بگذاريد
حضرت امير(ع) ميفرمايند: وقتي شبهه برميخيزد بر جاي خويش بمانيد، آنگاه كه شبهه گرد و غبار ميكند، فتنه از رهگذرهاي پنهان و غير آشكار در ميآيد، پس آنگاه به رسوايي و زشتي ميگرايد.
امام علي(ع) در خطبه 93 نهجالبلاغه ميفرمايد: فتنه زماني كه ميآيد از روبرو شناخته نميشود، وقتي كه تمام ميشود از پشت سر شناخته ميشود يا در جاي ديگري ميفرمايد اي مردم امام حاكم خود را در اين فتنههاي تنها مگذاريد تا بعدها خود را سرزنش كنيد. خود را در آتش فتنهاي كه پيشاپيش آن رفتهايد بيانديشه در ميآوريد همانا من براي شما چراغم در تاريكي، هر كس در تاريكي است و حق را از باطل نميشناسد به اين چراغ بنگرد، به من بنگرد و راه را بيابد.
* دشمنان علي(ع) در جمل از خوشسابقهترين اصحاب پيامبر(ص) بودند
حضرت امير(ع) فرمود: در فتنه دلهاي سابقاً مؤمن دو دل و سست ميشوند، مردان سالم گمراه ميشوند، رأي درست و نادرست در هم ميآميزد، فرزند با پدر كينه ميتوزد، پدر و فرزند عليه يكديگر كينه ميورزند.
در زمان امام علي(ع) يكي از مواردي كه خود حضرت آن را فتنه ناميدند، شورش جمل بود كه منتهي به جنگ جمل شد و اين جنگ، اولين جنگي بود كه بر علي(ع) تحميل شد يا خود حضرت در نهجالبلاغه، شورش طلحه و زبير را فتنه ناميدند و از مردم خواستند كه آن را سركوب كنند و طي نامهاي به مردم كوفه نوشتند كه ديگ آشوب به جوش آمده و فتنه آغاز شده است؛ همه به سوي رهبر خود بشتابيد و در جهاد عليه فتنه شتاب كنيد كه تأخير خطرناك است.
دشمنان حضرت علي(ع) در جنگ جمل جزو خوشنامترين خوشسابقهترين افراد و اصحاب پيامبر(ص) بودند؛ كساني كه حضرت امير(ع) ميفرمايد ما از كودكي و خردسالي با هم بزرگ شديم و در جبههها هميشه همه در كنار هم بوديم.
طلحه و زبير بارها در جهاد در خط مقدم بودند. شخص ديگر كيست؟ عايشه؛ امالمؤمنين و همسر پيامبر(ص). عايشه جزو نزديكترين افراد به پيامبر(ص) بود.
عثمان خليفه سوم كشته و پس از آن شورش شروع ميشود. اين شورش به حدي است كه سه روز جنازه خليفه روي زمين ميماند و هيچ كس حاضر نميشود كه او را دفن كند؛ يعني فضاي مدينه اينگونه بود. ميدانيد كه جنازه عثمان، خليفه سوم را در نيمه شب و بعد از سه روز آنهم با وساطت اميرالمؤمنين(ع) براي دفن بردند. ابتدا مردم مدينه نگذاشتند كه او در قبرستان مسلمانان دفن شود و به همين خاطر عثمان را در مقبره و باغ يك كسي دفن و بعد روي آن ديوار خراب كردند تا كسي نبش قبر نكند كه بعدها همانجا جزو قبرستان بقيع شد.
در واقع خود قضيه قتل خليفه نيز يك فتنه بود و از مواردي بود كه حق و باطل با يكديگر مخلوط شده بودند. حضرت امير(ع) هم منتقد روش حكومتي عثمان بودند و هم در عين حال مخالف قتل خليفه.
ادامه دارد.....













نظرات
خوب بود که خلاصه تر میذاشتید آدم حوصله اش بشه بخونه