كمي فكر و تدبر روي اين نكته كه چرا خداوند بزرگ هنگامي كه انسان را مي آفريد نسبت به اين خلق خودش، احسنت گفته و در ادامه به ملائكه فرمود من خليفه و جانشين در زمين قرار خواهم داد و ملائكه در مقام اعتراض گفتند چرا اين موجود خونريز و مفسد را مي آفريني و پاسخ خداوند مهربان به فرشتگان اين بود كه اني اعلم ما لاتعلمون من چيزي مي دانم كه شما نمي دانيد.
همه ما بايد بدانيم كه در نفس انسان اوصافي مثل حرص، جزع، تكبر، حسد و صد انواع بدي ها نهفته شده است و همواره اين نفس در تنازع با ذات پاك و فطرت الهي او در كنش و واكنش است و از اين ميان كسي پيروز و رستگار است كه نفس خود و خودبيني را كنار گذاشته و پيوسته در راه حق و حقيقت قدم برداشته، خودخواهي ها را رها كرده و به فكر جايگاه اصلي خود باشد.
حديثي است از امام علي(ع) كه مي فرمايد: ما آدميان تاجر غرور هستيم، غرور مي خريم و غرور مي فروشيم و همين غرور است كه باعث مي شود واقعيات اين جهان را وارونه ببينيم، فكر مي كنيم كه زياده خواهي و كسب مال و منال دنيا و فخرفروشي براي ديگران ابهت مي آورد در صورتي كه اينگونه نيست، انسان مي بايست مطابق با شأن و شئون شخصيتي خودش و به ميزاني كه آسايش و آرامش روحي و رواني اش برآورده مي شود در كار و تلاش باشد نه آنكه همه هوش و حواس وي در پي جمع مال و افزودن آن باشد كه در اين صورت از انسان شناسي خود بازمانده و قطعا دچار خسران و زيان فراوان خواهد شد.
نگاهي عبرت آموز به تاريخ و آنچه تا به حال بر انسان گذشته، جنگ ها و نزاع هايي كه براي تصاحب مال غير و ناحق رخ داده است و جنايات و پليدي هايي كه در سرگذشت پادشاهان و رجال تاريخي گذشته بوده، همه و همه يك چيز را به ما مي آموزد و آن اين كه اي انسان قانع باش، اي انسان زياده خواهي را كنار بگذار، اي انسان وجود تو خيلي باارزش است خود را اسير اين دنيا و هوس هاي آن نكن، اي انسان هر واقعه اي كه براي تو رخ مي دهد آزمايشي الهي است، عزت و ذلت همه در اراده خداوند است پس سعي كن بيشتر دنبال خودشناسي باشي و هر وقت عظمت و بزرگي خود را شناختي پي به رحمت واسعه خداوندي مي بري و آن وقت است كه هر آنچه اراده كني و از او بخواهي به تو خواهد داد: ادعوني استجب لكم بخوانيد مرا تا استجابت كنم شما را
ضروری ترین شناخت برای انسان ، شناخت او در زمینه بینش است . آگاهی های بینشی خط سیر اساسی انسان در زندگی را به او می آموزد . اینکه از کجا آمده و به سوی چه مقصدی در حرکت است . و اکنون باید برای فردای خود که در پیش روی اواست، چه راهبردی داشته باشد.
علی (ع) در روایتی فرموده است : خدای رحمت کند کسی را که بداند از کجا است و در کجا است و به سوی کجا است. (رحم الله من عرف من این و فی این و الی این). اگر بر این سه سوال که از مبدا، جهان و معاد است، دو سوال دیگر را نیز بیفزاییم ؛ یعنی سوال از خود که من کیستم وسوال از روش زندگی که چگونه باید زندگی موفقیت آمیزی داشته باشم، در مجموع به پنج سوال می رسیم که سوالهای اساسی ،کلی و فلسفی زندگی انسان هستند، سوالهایی که بیان گر بینش و آگاهی او نسبت به خود، مبدا هستی، جهان و زندگی ، معاد و سرنوشت و دین هستند.
انسان در ابتدای زندگی خود در غفلت و بی خبری بسر می برد و نیاز به چیزی دارد که او را از خواب غفلت بیدار نماید . آگاهی های بینشی که همان آگاهی های اساسی و فلسفی زندگی هستند، انسان را از خواب غفلت بیدار و او را در جهت رسیدن به اهداف آفرینشی و نهایی زندگی، به حرکت در می آورد.
خود آگاهی:
ازمیان شناخت های اساسی و بینشی، شناخت خود یا به تعبیری انسان شناسی از موقعیت ویژه ای برخوردار است. حرکت انسان در مسیر تکامل و قرب به خدای از خود شناسی آغاز میشود. انسان تا با خودش آشنا نشود و از استعداد بی نهایت و ارزش فوق العاده جوهر انسانی خود آگاه نگردد ، حرکت جدی و پیگیرانه ای را در جهت شکوفایی نیروهای نهفته در خود سامان نمی دهد و خط سیر درستی را در زندگی نخواهد داشت. تقریبا همه چیز از شناخت انسان و موقعیت با ارزش او در جهان هستی شروع می شود.
اولین و پر فایده ترین دانستنی برای انسان، شناخت خود است . شناختی که بدون آن هیچ چیزی به درستی برای انسان شناختنی نیست و هیچ برنامه ای مفید فایده وموثرنمی باشد. حتی شناخت خدا، از شناخت انسان آغاز می شود.
به طور کلی انسان را دو گونه شناخت است .شناخت درون و شناخت بیرون .
برای شناخت بیرون از شناخت درون باید آغاز نمود. بدون شناخت درون، شناخت بیرون چندان حقیقی و موثر نیست.
ضرورت شناخت هویت انسانی:
گفته شد که انسان و هویت انسانی، اولین و ضروری ترین موضوع شناختنی برای انسان است . دلیل ضرورت آن با توجه به مطالب زیر کاملا آشکار می شود.
اول. به لحاظ تکوینی انسان موضوع و هدف آفرینش است و در واقع همه چیزدر آفرینش برای او برنامه ریزی شده است.
دوم. به لحاظ تشریعی نیز تمام برنامه های دینی برای انسان تنظیم شده است. همه انبیا برای هدایت ، تربیت و ساختن انسان مبعوث شده اند واز این جهت نیز، انسان موضوع اینگونه برنامه ها است.
سوم. موضوع تمامی علوم و معارف، چه الاهی و چه بشری ،انسان است . برخی از علوم اصولا انسانی اند و موضوعشان انسان است و برخی دیگر، گر چه موضوعشان ریاضیات و یا طبیعیات است، ولی در نهایت برای خدمت به انسان و حل مشکلات و رفع نیازهای او پدید آمده اند.
چهارم. هدف تمام برنامه ریزی های اجتماعی، ازقبیل تشکیل حکومت و قوای سه گانه و سازمان ها و نهادهای کشوری و لشکری همه برای انسان است . همه کوشش های آدمی در بخش صنعت و کشاورزی و سایر ارگانهای خدماتی و غیره نیز برای رفاه حال انسان بوجود آمده است .
پنجم. در بخش معارف ، معرفت خدای از معرفت انسان آغاز می شود و به تعبیری خود شناسی، انسان را به شناخت خدای رهنمون می گردد . در روایات فراوانی از معصومین آمده است: کسی که خودش را بشناسد ، به معرفت رّبش نایل می شود.( من عرف نفسه، فقد عرف ربه) بنابراین ، خدا شناسی نیز فرع بر خود شناسی است و تا کسی خود را نشناسد به این مهم دست نیابد.
ششم. در بخش خود سازی فردی نیز اگر کسی بخواهد خویشتن را به صورت انسانی لایق و کارآمد بسازد و انسان کامل شدن را در خویش تمرین نما ید . در ابتدا چاره ای جز این ندارد که خود را به شایستگی بشناسد. خودشناسی پیش درآمد و اولین مرحله ورود به خود سازی است و بدون آن هیچ برنامه ای در زندگی فردی و اجتماعی انسان موفق آمیز نخواهد بود .
هفتم. برای ساختن فرهنگ و تمدن نیز شناخت انسان ضروری است . اگر ملتی و امتی تصمیم بگیرند، تمدنی انسانی بنا نهند که کاملا هماهنگ با روحیات انسان باشد، فرهنگی که به تعالی و رشد انسان کمک کند وتمدنی که نشانگر عظمت و همت عالی انسان باشد ، چاره ای جز این ندارد که ابتدا هویت حقیقی انسان را مورد شناسایی و تعریف قرار دهد.
هشتم. اهل اخلاق و سلوک همگی بر این اتفاق نظر دارند که قدم اول در سلوک و خود سازی یقظه است. تا انسان در خواب غفلت بسر می برد، در جهت کمال و سعادت خود حرکتی نخواهد کرد، اهمیت خود شناسی بدان خاطر است که قسمت بزرگی از این بیداری که یقظه نامیده می شود، در گرو خود شناسی است ، انسان هنگامی که خویش را می شناسد ، به استعداد بی نهایت خود پی می برد ، جایگاه خویش را در هستی پیدا می کند و به اهمیت هویت انسانی پی می برد، از خواب غفلت بیدار می گردد و حاضر می شود برای رسیدن به آنچه می تواند باشد، از خواسته های نفسانی بگذرد و ریاضت و سختی عبودیت را تحمل کند.
نتیجه: تمامی برنامه های زندگی فردی و اجتماعی انسان به طور اصولی باید از خودشناسی و انسان شناسی آغاز شود و تا انسان شناخته نشود ، هیچ گونه برنامه ریزی موفق و نتیجه بخش نخواهد بود.













نظرات